شناسه خبر: 18689

بانوی شاعر رامیانی در وصف غیورمردان و شیرزنان کرمانشاه و قصرشیرین و سرپل ذهاب و همه داغدیددگان زلزله کرمانشاه سروده است.

به گزارش  گل رامیان، دختری هستم ز ایران، وطنم/ جان من فدای ایران، و تنم (= جسمم)

مردمانش همه هم خون مَنَنَد/ همه از یک خانه و یک وطَنَنَد

مشکلاتشان مشکل همه است/ درد و رنجشان غصه ی همه است

اتفاقات اخیر کشورم/ شعر شده میان کوچک٘ دفترم

حالا میخواهم بگویم من از این/ اتفاق دردناک ایران زمین

زلزله ی خانمان سوز، یه عذاب/ شده دامن گیر سرپلِ ذهاب

مغرب ایران زمین ویرانه شد/ چه بسا بچه ای که بی خانه شد

کودکان بسیاری فدا شدند/ شایدم بدون اولیا شدند

دخترک به مادرش وابسته بود/ او ز مرگ مادرش شکسته بود

خانه ی مادربزرگ گشته خراب/ فرش زیر پای او مان٘د و سراب

پیر مرد دیگر ندارد خانه ای/ همسر و فرزند و آشیانه ای

مردمان خوب من همه به گوش/ کرمانشاه زیبایم گشته بی هوش

کمکی رسانید در حد توان/ تا شود مثل گذشته پر توان

مردمان کُرد ما در جبهه ها/ توی جنگ و اعدام و گلوله ها

بمب شیمیایی و گرسنگی/ حالا هم زلزله و جان باختگی

در همه ی صحنه ها داشتند حضور/ فقط هم بخاطر دفاع یا زور

"جان من فدای غیرت شما/ میزنم بوسه ای بر دست شما"

شاعر: فاطمه صادقلو (تخلص: آمین)
کپی بدون ذکر نام ممنوع
کپی با ذکر نام آزاد

انتهای پیام/

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

جدیدترین اخبار

یاداشت