شناسه خبر: 17779

هرگز آتش به اختیار را با بدگویی از این‌وآن و زیر سؤال بردن هر حرکت در نظام اسلامی گره نزنیم که شیطان در بزنگاه ایستاده است و نابودی این مرزوبوم را تماشا می‌کند.

به گزارش گل رامیان، چند وقتی است که هرروز سعی می‌کنم آثار و تبعات انتخابات گذشته را تحلیل کنم. با خود کلنجار می‌رفتم که این مسیر درست نیست. تا این‌که مقام معظم رهبری جمله تاریخی «آتش به اختیار» را دریکی از سخنرانی‌ها مطرح فرمودند. در سخنرانی‌های بعد برخی از موارد را برای برخی از دوستان در همین رابطه گوشزد نموده و به فرصت‌ها و چالش‌های این مهم پرداختند. من نیز در همین راستا می‌خواهم مطلبی بنویسم و مسیر و راه را برای ذهن خودم روشن سازم.

در نوشتار قبل در رابطه با دموکراسی و مسیر آن پس از انتخابات مطلبی تحت عنوان «دموکراسی، منافع ملی و بسیج اجتماعی» نوشتم که سعی خواهم کرد این مطلب نیز به‌نوعی تکمیل‌کننده آن گفتار باشد. برای تبیین این موضوع شمارا به گوشه‌های تاریخی تلاش ملت بزرگ ایران خواهم برد.

«آتش به اختیار» یعنی جلوی گلوله‌های شاه در ۱۷ شهریور ۵۷ در میدان ژاله تهران ایستادن و آن‌وقتی بود که به‌فرمان ناگفته امامشان دست به قیامی زدن که مثل قیامت بود. اما در راستای عقل و منطق یک انقلاب بر پایه اسلام بود نه کم نه زیاد.

«آتش به اختیار» پاسداری از ارزش‌های انقلاب توسط جوانان بعد از انقلاب و تشکیل کمیته انقلاب اسلامی، بسیج مستضعفین، جهاد سازندگی و نگهبانی از ناموس مردم و آبروی انقلاب بود. بی‌مزد و مواجب و بی‌منت در راستای منافع ملت گوش‌به‌زنگ به‌فرمان امامشان نه کم نه زیاد.

«آتش به اختیار» هنگامی بود که منافقین و سلطنت‌طلبان هرروز در کردستان و آمل و گنبد و جاهای دیگر انقلاب و امام و مردم انقلابی را به گمان خودشان اذیت می‌کردند. اما جوانان انقلابی بدون هیچ چشمداشتی و فقط برای رضای خدا همگام با امام و مردم به فضل پروردگار در میدان حماسه مقاومت پشت سر امام قرار گرفتند و به‌فرمان او گوش دادند نه کم نه زیاد.

«آتش به اختیار» هنگامی بود که از جوانان خواستند که در سرمای زیر صفر کردستان و گرمای بیش از ۵۰ درجه خوزستان به جبهه‌ها بروند و جهاد کنند. حال‌آنکه جهاد هم وجوبش کفایی بود. ولی آن‌قدر صف جبهه‌ها به‌هم‌پیوسته بود از جوانان و نوجوانانی که آتش به اختیار می‌خواستند جانشان را فدای حسین زمانشان کنند. این بار همه جهان در مقابل این آتش به اختیار زانو زدند و تحسینشان کردند. این هم گوش‌به‌فرمان امام بود نه کم نه زیاد.

«آتش به اختیار» فعالیت جوانان انقلابی در روستاها و مناطق محروم برای حمایت مردم ستمدیده و مستضعف بود که به‌اندازه کل دوران ستم‌شاهی عرق ریختند و دم نزدند و مزد و مواجبی هم نمی‌گرفتند. اسم کارشان را می‌گذاشتند “فی سبیل الله” این هم به‌فرمان امامشان بود نه کم نه زیاد.

«آتش به اختیار» امروز این است که در جبهه‌های جنگ نرم سربازی کنیم و نگاهبان دستاوردهای این انقلاب باشیم از کسانی که می‌خواهند اساس این انقلاب نباشد. این هم به‌فرمان اماممان است آن‌هم نه کم و نه زیاد.

«آتش به اختیار» این است که دانشجویان امروز به مدد روستائیان شتافته و گرهی از کار آن‌ها بگشایند و اردوهای جهادی را با خدمت به مناطق محروم گره بزنند و گوش‌به‌فرمان رهبری داشته باشند که نگاهشان مردم محروم و حمایت از آن‌هاست. آن‌هم نه کم و نه زیاد.

«آتش به اختیار» آن است که به اختیار نفست نباشی و برای رضای خدایت گام برداری. البته جوانی و شور و شعفِ آن همیشه ستودنی است، اما خرد و عقلی که باید برای این دستاورد عظیم بکار گرفت باراهنمایی پیران قوم به‌دست‌آمده است و جوانان این مرزوبوم همواره مراد و مریدشان کسانی بوده‌اند که اساس دین را حفظ کرده‌اند نه ظواهر آن را. گوش‌به‌زنگ فرمان اماممان باشیم نه کم و نه زیاد

امروز روز آن است که آتش به اختیار را با آیه مبارکه “اشداء علی الکفار و رحماء بینهم” تفسیر کنیم. دیدن منافع ملی و خدمت به ملت ایران و حفظ دستاوردهای انقلاب مهم است. نه هیاهو و نوشتن گفتارهایی که معلوم نیست سرمنشأ آن‌ها انقلابی است یا ضدانقلابی. چون همان‌طور که ما برای حفظ نظاممان دلسوزانه می‌نویسیم، آن‌ها هم شبیه ما برای شبهه افکنی و طرح اختلاف می‌نویسند آن‌هم شبیه نوشتار ما که نفهمیم کدام نوشتار ماست. گوش‌به‌فرمان اماممان باشیم برای حفظ انقلاب چون او مصالح انقلاب را بهتر از بقیه می‌فهمد. به اختیار به دستاوردهای انقلاب آتش نکنیم. آتش به اختیار واقعی کنیم با نگاه به مصالح و منافع ملی با نگاه رهبری نه کم نه زیاد.

هرگز آتش به اختیار را با بدگویی از این‌وآن و زیر سؤال بردن هر حرکت در نظام اسلامی گره نزنیم که شیطان در بزنگاه ایستاده است و نابودی این مرزوبوم را تماشا می‌کند.

حرکت‌های فضای مجازی برای تضعیف دولت و کارهای روزمره‌اش اگر به مصداق امربه‌معروف است باید با نگاه کارشناسی باشد نه کپی کاری متنی که معلوم نیست اساس آن چیست. زیر سؤال بردن فعالیت‌های روزمره دولت که همان فعالیت‌های نظام است نه‌تنها آتش به اختیار انقلابی نیست، بلکه اساساً نوعی خودرایی و مقابل نظام ایستادن است و بدانیم که رهبر و فرمانده اردوگاه این نظام همان کسی است که”آتش به اختیار” داده است. دشمن انتظار آن را می‌کشد که روزی ما به جان هم بیفتیم و او بتواند به دست خودمان و به نام انقلاب، انقلابمان را استحاله کند.

دشمن به حقیقت به این امر پی برده است که هرگز نمی‌تواند حقیقت این مشعل فروزان را با جنگ و ناامنی خاموش کند. پس راه آن‌ها همان جنگ نرمی است که ما افسران و سربازان آن باید باشیم. هرگز کسی را که چون ما فکر نمی‌کند تخریب و تکفیر نکنیم. تنها ما انقلابی نبوده و حافظ انقلاب نیستیم. کسانی که چون ما فکر نمی‌کنند نیز برای اداره مملکت به‌اندازه ما حق‌دارند و دل می‌سوزانند.

هر وقت دشمن فهمید و به این نتیجه رسید که اصلاح‌طلبان و اصولگرایان سر یک سفره نشسته‌اند که رهبری دعای آن سفره را می‌خواند مثل شیطان رانده‌شده مأیوس شده و دست برمی‌دارد. تندروی از سوی هر دو طیف محکوم و منجر به شکست ما خواهد شد.

والسلام

دکتر علی خسروی

انتهاي پيام/

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

جدیدترین اخبار

یاداشت