شناسه خبر: 15201

روزه هم مانند بسیاری از عبادات ظاهری دارد و باطنی؛ سه درجه برای روزه ذکر شده است که عبارتست از روزه عوام، روزه خواص، روزه خاص الخاص.

به گزارش گل رامیان، یکی از ارکان مسلمانی روزه گرفتن است. و براساس آیه 183 سوره بقره " یا ایهاالذین آمنوا کتب علیکم الصیام ....." جزو واجبات دین اسلام شمرده شده و اجر آن از حد و شمار بیرون است برابر نص قرآن کریم که می فرماید:"انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب " خدا صابران را بدون حساب و بی شمار پاداش خواهد داد و از مصادیق بارز صبر روزه است.

در حدیث نبوی (ص) آمده است که فرمود: صبر، یک نیمه ایمان است وروزه یک نیمه ی صبر است.

روزه در واقع تمرین خواستن، توانستن ونکردن است وسپری است که انسان را ازآتش دوزخ نگاه می دارد چرا که مانع همه ی عبادات شهوات است وسیری، شهوت انسان را زیاد می کنداما گرسنگی ، شکننده ی شهوات است .

اما روح روزه داری :

ابتدا باید بیان کنیم که روزه هم مانند بسیاری از عبادات ظاهری دارد و باطنی؛ و نیز بدانیم که سه درجه برای روزه ذکر شده است که عبارتست از روزه عوام، روزه خواص، روزه خاص الخاص .

روزه عوام، روزه خواص ، روزه خاص الخاص ؛ اما منظور از روزه عوام که ظاهر روزه است این است که روزه دار مراقب باشد عملی که مبطل روزه است و در رسائل عملیه مراجع آمده است انجام ندهد و تا موقع افطار کاری که به صحت روزه لطمه ای  وارد شود ،  انجام ندهد  .

اما منظور از روزه خواص که از این مرحله به بعد به روح روزه اشاره دارد این است که همه جوارح و اعضاء خود را از گناه نگهدارد و به مبطلات روزه اکتفا نکند که در این مجال به شش مورد اشاره می شود .

یکی آنکه چشم خود را از نگاه شهوت الود نگاه دارد چرا که به فرموده نبی مکرم اسلام (ص) : نظر شهوتناک تیری از تیرهای زهرآلود شیطان است و هر که از آن بخاطر خدا بر حذر باشد لباسی زیبا از ایمان به وی می پوشانند و حلاوت و شیرینی ترک گناه در دل مومن ماندگار خواهد شد

دوم آنکه زبان به لغو و هجو نگشاید ، یعنی یا ساکت باشد یا به ذکر و قرآن مشغول شود و در مراوده با دیگران به حداقل اکتفا نماید حتی لجاجت و جدل از جمله موارد لغو محسوب شده تا چه رسد به غیبت و دروغ .

سوم آنکه مراقب ورودی های گوش باشد و بداند که هر چه شایسته گفتن نیست شایسته شنیدن هم نیست و در مجلس معصیت دروغ و غیبت ، شنونده هم به نوعی شریک در گناه گوینده خواهد شد .

چهارم آنکه دست و پا و همه اندامها و جوارح را از عمل ناشایست نگهدارد . چراکه بدون رعایت این موارد هرچند روزه صحیح است اما مقبول درگاه احدیت شدنش بسیار بعید است چراکه رسول خدا (ص) فرمودند: بسا روزه دارانی که بهره آنها از روزه داری جز گرسنگی و تشنگی چیزی نیست .

پنجم آنکه موقع افطار خدای ناکرده از مال حرام و حتی شبهه ناک پرهیز نموده و حتی در برابر طعام حلال خالص هم پرخوری و افراط ننماید چراکه تا معده خالی نباشد دل صاف نگردد .

اندرون ازطعام خالی دار                       تا دراو نور معرفت بینی

تهی از حکمتی به علت آن                    که پُری از طعام تا بینی

و نیز در جایی دیگر پیامبر میفرماید : هیچ ظرفی نزد خداوند دشمنتر از معده پر نیست و نیز اینکه در روزه خواص سنت بر این است که در روز زیاد نخوابد تا اثر ضعف و گرسنگی را بچشد چرا که یکی از اهداف روزه داری دانستن حال گرسنگان با تمام وجود است

ششم آنکه حتی پس از افطار درحالتی از خوف و رجا و بیم و امید معلق باشد و نداند که روزه او را خداوند قبول کرده یا اینکه رد نموده است چراکه رجا و امید زیاد انسان را به عبادت مغرور ، و خوف و بیم بیش از اندازه نیز انسان را از درگاه الهی مایوس مینماید ، که هر دوی اینها ( یاس و غرور ) آفت عبادت است.

اما روزه خاص الخاصکه بالاترین درجات روزه داری است عبارت است از خالی کردن دل و قلب و روح خود از هرچه جز اندیشه حق تعالی است و خود را تماماً به خدا بسپارد و در فکر و خیال جز صحبت خدای تعالی نماند اگرچه مباح باشد ؛ یعنی در روزه خاص الخاص اگر باهدف دنیایی به فکر مشغول شود اگرچه مباح باشد این روزه باطل است؛ مگردنیایی که یاور و مددکار اوشود در راه دین . که این هم درواقع دنیا نیست .

مثال دیگر که دلالت بر روزه خاص الخاص می کند اینکه اگر در طول روز نگران این باشد که وقت افطار با چه چیزی افطار کند برایش خطا مینویسند به این دلیل که به رزاقیتی که خداوند بارها وعده کرده است اطمینان و یقین نداشته است البته روزه خاص الخاص درجه انبیا و صدیقان است و هرکس به این درجه نائل نمی شود .

حالا که همه درجات روزه را شناختیم باید بپذیریم که هرکس که به نخوردن و نیاشامیدن در روزه اکتفا کند روزه اش صورتی بی روح و چراغی بی نور و اعمالی ظاهری خواهد بود  که روح و حقیقت روزه این است که انسان خود را شبیه ملائک گرداند از این لحاظ که ملائک را شهوت اصلا نیست و در حیوانات که شهوت غالب است روزه دار قویاً باید از آنها دور باشد .

هر انسانی که شهوتش برعقلش غالب است درردیف حیوانات قرار میگیرد و وقتی که عقلش برشهوت غالب است در ردیف ملائکه . وانسان با تمرین و ریاضت و توجه به روح عبادات میتواند این ملکه تقوا را در درون خویش آنقدر تقویت نماید تا روحیه خدا محوری در وجودش به جریانی مستمر تبدیل شود به حدی که اگر جرقه هایی از گناه در وجودش پیدا شد توانایی غلبه بر جریان تقوا را نداشته باشد .

مهدی سعیدی -   برگرفته از کتاب کیمیای سعادت ، نوشته ابوحامد امام محمد غزالی   

 

مطالب مرتبط:

« روح عبــادات »/بخش اول

بخش دوم/نماز، روح عبادات

روح اعتکاف

 

انتهای پیام/

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

جدیدترین اخبار

یاداشت