شناسه خبر: 11806

didarshohada2شهید "نصرت یازرلو" فرزند رمضان علی در سال 1344 در شهر رامیان، ستاره ای در آسمان منزل رمضانعلی یارزلو درخشید که تلالو نورش جای جای خانه محقر آنان را روشن تر و گرمتر کرد.

به گزارش گل رامیان، شهید "نصرت یازرلو" در19 دی ماه 65 در شلمچه جام شیرین شهادت را نوشید.

زندگی نامه شهید نصرت یازرلو :

در سال 1344 در شهر رامیان، ستاره ای در آسمان منزل رمضانعلی یارزلو درخشید که تلالو نورش جای جای خانه محقر آنان را روشن تر و گرمتر نمود. او کسی نبود، جز نصرت عزیز.

فصول عمر نازنینش، یکی پس از دیگری می آمد و می رفت و از کودکی با قرآن مانوس شد و آن را با نوای زیبا و دلنشین تلاوت می کرد.

سپس جهت مبارزه با دیو سیاه جهل روانه مدرسه شد. او همواره در این نبرد پیروز میدان بود. خلق و خوی اش را هم حق می پسندید و هم خلق و همانگونه که از اسمش (نصرت) پیداست، یاریگر همه بود.

او تشنه علم بود و همواره در این راه مشتاقانه می کوشید تا جایی که گاهی اوقات مجبور بود زیر نور اندک ماه به مطالعه بپردازد ولی با این همه توانست کارنامه درخشانی را کسب نماید. پس از اتمام دوره متوسطه و کسب مدرک دیپلم، در آزمون بزرگتری به نام کنکور شرکت نمود تا در این میدان هم زورآزمایی کند و اینجا نیز چون عرصه های دیگر، پیروز و سربلند بیرون آمد با انتخاب شغل معلمی که همانا شغل انبیاست، قدم به این وادی نهاد.

اما هنوز نیمه راه بود که وقتی فرمان جهاد رهبرش را می شنود، به دنیا و لذات آن پشت می کند و پس از فراگیری فنون نظامی به جرگه رزمندگان جان بر کف می پیوندد. او مشتاقانه منتظر دیدار یار بود و برای آن لحظه شماری می کرد.باری، در میدان جهاد حاضر شد و این سعادت نصیب او شد که در عملیات " والفجر 8" شرکت نماید که در نهایت مجروح و زخم خورده در بستر بیماری افتاد در حالیکه دلش لحظه ای آرام و قرار نداشت و برای رفتن به آن سرزمین ملکوتی (جبهه) بی تابی می کرد.

لذا پس از بهبودی نسبی دوباره به آن میدان انسان سازی عزیمت نمود و در قالب سپاهیان " حضرت محمد (ص) " به میعادگاه "شلمچه " هجرت کرد و در حدود 4 ماه در آنجا حضور داشت.

وی مدت کوتاهی به مرخصی بر می گردد اما چون سند عروج او توسط ملکوتیان امضا شده بود، بلافاصله به جبهه احضار می شود و پس از شرکت در عملیات کربلای 5 در تاریخ 19/10/1365 در منطقه شلمچه به دیدار یار نایل می گردد و دفتر زرین عمرش بسته می شود.

فرازی از وصیتنامه شهید نصرت یازرلو:

انسان وقتی خود را مملوک خدا می یابد همه شئون خود را از خدا می بیند و هرگونه استقلال را از خود نهی می کند خود را به تمام معنی عبد خدا می یابد و خدا را مالک مطلق خویش می بیند در این صورت است که به وظیفه بندگی قیام می کند و در مسیر عبودیت و شهادت در راه خدا گام بر می دارد.

پدر و مادر عزیز و ارجمندم و ای خواهران مهربانم و تنها برادر عزیزم اگر چه خروجم از کنارتان برای شما مصیبت می آفریند  و موجب ناراحتی و ناخشنودی شماست ولیکن خروجی مثبت بوده و در جهت رضای حق تعلی است.

خواهران غم پرورم امیدوارم شکیبا و بردبار همچون زینب، تنها برادر عزیزم علیرضا جان امیدوارم که با تحصیل در سنگر علم و دانش و تحصیل باشید و همیشه در حجاب مقدس اسلام محفوظ و در امان باشید.

تنها برادر عزیزم علیرضا جان امیدوارم که با تحصیل در سنگر علم و دانش و تحصیل خط رهبریت فرد شایسته ای جهت شادمانی و سربلندی خانواده و سرافرازی مملکت باشی .

خانواده عزیزم حافظ خون شهیدان باشید و در مراحل دشوار زندگی صبور و شکیبا و بردبار باشید و همیشه در خط رهبریت بوده و امام را تنها نگذارید.

انتهای پیام/

دیدگاه‌ها   

+2 #8 یازرلو 1395-05-13 23:29
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم،

تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم،

تو ندیدی!

نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی .

چون در خانه ببستم ،

دگر از پای نشستم ،

گوئیا زلزله آمد ،

گوئیا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم
نقل قول کردن
+2 #7 محمدرضا کوهساری 1395-05-08 14:26
خدا رحمتش کنه ان شا الله
نقل قول کردن
+4 #6 یازرلو 1395-04-11 22:50
نگاهم رابه باران هدیه کردم,,,تمام زندگی راگریه کردم,,,نبودی درفراغ شانه هایت ,,,به هرخاکی رسیدم تکیه کردم,,,
نقل قول کردن
+4 #5 یازرلو 1395-03-27 22:15
بی تو مهتاب شبی بازازان کوچه گذشتم,,,همه تن چشم شدم خیره بدنبال توگشتم,,شوق دیدارتولبریز شدازجام وجودم,,شدم ان عاشق دیوانه که بودم,,درنهان خانه عشقم گل یادتودرخشید ,,عطرصدخاطره پیچید ,,یادم آمدم که شبی باهم ازآن کوچه گذشتیم ,,,....بی تواما به چه حالی من ازآن کوچه گذشتم,,,,
نقل قول کردن
+4 #4 یازرلو 1395-03-26 04:50
همیشه اینگونه بوده است کسی راکه خیلی دوستش داری زودازدنیای تومیرود,پبش ازاینکه نگاهش کنی تا بیکران آسمان پرواز میکند,فکرمیکردی میتوانی بااو تاآن سوی نرده های آسمان سفرکنی,وبه مرغان ومرغابیهاسرک بکشی,ودانه بدهی ,ولی افسوس ......آه ه ه ه
نقل قول کردن
+5 #3 یازرلو 1395-02-14 15:14
برادرم روزت مبارک ,بهترین معلم زندگیم
نقل قول کردن
+4 #2 یازرلو 1394-12-04 15:48
دیشب باباران گریه کردم ,,,,اون از دوری خورشید ومن ازدوری تو
نقل قول کردن
+4 #1 الهام یازرلو 1394-11-19 16:16
برادرم مایه افتخار من, نوشیدن شربت گوارای شهادت ,ودل کندن از این دنیای خاکی,وعروج به عرش الهی تبریک می گوییم
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

جدیدترین اخبار

شهداء و دفاع مقدس