شناسه خبر: 10989

شهید علیرضامهاجر وطن در وصیت نامه خود خطاب به خواهرش گفت : زینب زمان باش و حجاب ،عفت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خود قرار بده.

به گزارش گل رامیان ، شهید علیرضا مهاجر وطن در تاریخ 1347 در روستای شیرآباد خان ببین از توابع شهرستان رامیان دیده به جهان گشود و در سن 18 سالگی عازم جبه های میدان حق علیه باطل شتافت و در عملیات کربلای 5 در شلمچه در سال 1365 به درجه رفیع شهادت نائل شد.

وصیتنامه شهید


 به نام خداوند متعال و یگانه و با سلام و درود فراوان به حضرت مهدی(عج) و نائب بر حقش خمینی بت شکن و درود و سلام فراوان برخانواده های شهدا و شهیدان ،از شهیدان صدر اسلام گرفته تا شهدای کربلای ایران و سلام بر خانواده های شهدا .


حال که قدم بسوی جبهه میگذارم ،می خواهم چند سخن بطور مختصر بگویم تا شاید مورد قبول خدا قرار گیرد .


هدفی که داشتم بسوی جبهه بروم ، بتوانم به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خمینی بت شکن لبیک بگویم و دیگری دفاع از مرزهای کشور جمهوری اسلامی چون قدم به قدم این خاک با خون شهیدان پاک شده است.

mohajersh


اکنون ما در راهی می رویم که حسین(ع) و یارانش رفتند ما هم باید با تقوای زیاد و ایمانی راسخ راهشان را ادامه بدهیم و در کربلا ایران پرچمدار اسلام و در نهایت یک رزمنده مبارز باشیم.


بعد از شهادت من در تشییع جنازه ام ذکر خدا داشته باشید و مبادا در شهادتم بدگویی به انقلاب اسلامی و امام عزیز بکنید چون که درخت اسلام برای بار و رشد نیاز به خونهای فراوانی دارد و ما باید درخت اسلام را با خون خود سیراب کنیم .


بخدا قسم این را بگویم هروقت چشم گنه کار من به مادران شهدا می افتاد من نمی دانستم چه بگویم چون آنها داغ دیده هستند و هر وقت چشمشان به ما جوانان می افتاد و داغ آنها تازه تر می شد چون آرزو داشتند که فرزندانشان را در لباس دامادی ببینند .


و ای پدر مهربان و گرامی خودم سلام گرم خود را به شما می رسانم و از راه دور دست مبارک شما را می بوسم و بر این بوسه افتخار میکنم و هرچند که همیشه برای تو یک مزاحم بودم ، باید مرا ببخشی ولی بعد از من باید بگویی که این وظیفه من است که پسرم را به جبهه فرستادم و تو باید در روز قیامت در برابر خداوند شرمنده نباشی  ، تو باید با صبر و استقامت درس صبر و پایداری به دیگران بیاموزی .


 پدرجان هر جا که دوست دارید مرا بخاک بسپارید و نظر من در گلستان شهدای شیرآباد می باشد .


تو ای مادر گرامی خودم سلام . می دانم که شبها خواب را بر خود حرام کردی تا من را به این مرحله رساندی و من را با مشکلات تمام بزرگ کرده ای و حالا هم افتخار کن که چنین فرزندی را داشتی و آن را فدای اسلام و قرآن کردی و بعد از من زیاد اشک نریز چون هرگونه افسردگی و ناراحتی شما مطمئنا باعث عذاب روح من می شود و می دانم مادر تو مرا خیلی دوست داشتی و خدا مرا از شما بیشتر دوست دارد ،مادر گرامی خیلی آرزوی شادی مرا داشتی ولی خدا بیشتر از تو آرزو دارد و بالاخره مرا عفو کن .


ای برادرانم سلام خودم را به شما می رسانم چون کوه در مقابل مشکلات کوشا باشید و اگر می توانید در تشییع جنازه من شرکت و هیچگونه نگرانی نداشته باشید و از شما می خواهم که در سر قبرم یک پرچم سیاه و پرچم جمهوری اسلامی نصب کنید.


و ای خواهر عزیزم سلام گرم خودم را به تو می رسانم و بعد از من گریه و زاری نکن و لباس عزا نپوش و تو زینب زمان باش و خواهری هستی که از همه دل سوخته تر .


 حجاب و عفت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خود قرار بده .


 در پایان از دوستان و همکلاسی هایمان و دبیران گرامی خودم و از تمام فامیلهای وابسته تقاضای عفو و بخشش میکنم.


والسلام


علیرضا مهاجر وطن 20/11/1365


خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار


به امید پیروزی رزمندگان اسلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

جدیدترین اخبار

شهداء و دفاع مقدس